هدیه ای از طرف خداوند

یک ماه گذشت

1393/1/8 16:31
نویسنده : مامان سعیده
1,128 بازدید
اشتراک گذاری

سلاااااااااااااااااام

من امروز یک ماهه شدم. چه زود گذشت

امسال به خاطر من اولین سالی بود که مامان و بابا سال تحویل کرمان نرفتند  و تهران بودند و مامان بزرگ و بابا بزرگ، عمه و  عموها اومده بودند تهران. همه میگن بزرگترین ویژگی من اینه که خیلی شکمو و عاشق شیر خوردن هستم و هر چیزی که به طرف صورتم میاد اعم از دستمال کاغذی یا حتی صورت مامانم وقتی که می خواد بوسم کنه، زود دهنمو باز می کنم و می خواهم بخورم.

بابائی همیشه لپهام یا دماغمو محکم می کشه و  جیغ منو درمیاره و مامانیه که به دادم می رسه و با بابا دعوا می کنه. هرچی مامان با لطافت با من برخورد می کنه، در عوض بابائی حسابی جبران می کنه.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

yasaman
13 فروردین 93 6:14
وای؟!!!!!!!!!!! باور کردنش واقعا سخته!! چه حسی داری که این بچه از وجود تو بیرون اومده؟! خیلی بهتون تبریک میگم مامان و بابای النا. میدونم که الان قند دلتون بدجور آبه و امیدوارم همیشه خوش و خرم و سرحال باشید. هر سه تایی تون